
now... is a word ... that never ends. ... i'm in now... in new days... the days that lay down on the beach of my heart... ... the beach that... kisses every wave of the crying ocean... for ever. ... i live in now. good days of my own... the time that will be my best memories... for more that ever. ... be with me... in this way of lightning days... come...one step. just to believe my word. ... & live with me... in now & new days... for ever. ... l.b ...
ادامه مطلب
امروز زير درخت بيدي نشسته بودم. باد آمد... و مرا با خود برد... ... افسوس كه باز... دلم را جا گذاشته ام... كنار مجنون بيد... ... كنار شكوفه زدن برگ هاي پاييز... كنار تمامي لذت هاي محو طراوت ياس... ... من... دينم... مهدم... و قلبم را... در حوضچه ي سرد آرزوهاي بي انتهايم... جا گذاشتم. ... باد مرا با خود برد اما... نفميد... چگونه تهي وار... با مقصد ميرسم. ... تابستان امد...و من اينبار...ديگر كال نخواهم بود. تابستان آمد...و اينبار...چراغ هاي قلبم روشن تر سوسو ميزند. تابستان آمد امسال...اما اينبار من...
ادامه مطلب